اتفاقات دو هفته اخیر ، پس از صدور حکم آقا در برکناری اسفندیار مشایی از معاونت رئیس جمهوری ، تاخیر دکتر در اجرای فرمان آقا و ادبیاتی که در همین پاسخنامه به کار رفت ،  برکناری وزیرانی که به این تاخیر اعتراض کرده بودند ، دفاعیات دکتر در جمع مسئولان تشکلهای دانشجویی و اظهارات مشهد ، مواردی است که حتما در حافظه ها می ماند و دستمایه خوبی برای بحثها و جدلهای لازمی است که صورت گرفته و می گیرد.

من در اینجا قصد ندارم به این موضوع - که البته موضوعیتش را از دست نداده است - بپردازم ، اما فکر می کنم یاد آوری دو نکته در حاشیه این اتفاقات بد نباشد:

١- نقد و انتقادات گسترده بحق و ناحقی که در این زمینه صورت گرفت ، نشان داد که جریان "اصولگرایی" بخصوص در میان قشر دانشجو ، طلبه و جوان ، همچنان بیدار و هوشیار و سر زنده است و کسانی که فکر می کردند یا امید داشتند که مرگ جریان "اصولگرایی" را ببینند ،‌ آب در هاون کوفته اند .

٢- این جریان ( اصولگرایی )،  یک دستاورد بزرگ هم داشته است که هم تبیین و هم پاسداشت آن ضروری است و آن اینکه اصولگرایان ، حواسشان باشد که این جریان نه متکی به فرد است و نه اصولا می تواند متکی به فرد باشد . آنچه اصولگرایی را از دیگر جریانات سیاسی دهه اخیر متمایز می کند ، تاکید آن بر معیارها و ملاکهاست نه بر اشخاص و آدم ها .

همین الان ، کسانی که فکر می کردند احمدی نژاد ، رهبر یا سمبل اصولگرایی است باید دیدگاه خود را اصلاح کنند . احمدی نژاد یکی از کسانی است که در این جریان زلال ، خود را به آب زده است و با آن و معیارها و ملاکهای آن همراه شده است . بدیهی است احمدی نژاد تا زمانی که با لحاظ کردن معیارها و ملاکهای این جریان خود را منطبق نگه دارد ، در جان و دل همراهان آن قرار دارد وگرنه ، نه احمدی نژاد و نه هر کس دیگری نمی تواند سعادت همراه داشتن این عنوان پر افتخار را ادامه دهد .

شاید یاد آوری این نکته ، تکراری به نظر بیاید اما حتما مفید است که در ماجرای فتنه ای که در آن عده ای سر در گم شدند و از امام علی "ع" پرسیدند : این کسانی که تو با آنها می جنگی همسر و یاران نزدیک پیامبرند و  ما در تشخیص دچار مشکل شده ایم  که در این ماجرا حق با توست یا با این کسانی که تو با آنها می جنگی . و پاسخ زیبای مولا که فرمود:

"إنک لملبوس علیک. إن الحق و الباطل، لا یعرفان بأقدار الرجال؛ إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله" (تو در تشخیص حق ، اشتباه می کنی ، حق و باطل را با شخصیت آدمها نسنج ! خودِ حق را بشناس ، اهلش را هم خواهی شناخت ؛ خودِ باطل را بشناس ، اهل باطل را هم خواهی شناخت.)

این ملاک و این قاعده برای هر زمانی و هر جغرافیایی صدق می کند و راه برون رفت از هر فتنه ای - چه فتنه های بزرگ و چه فتنه های کوچک - هم توسل به این ملاک معجزه گر است . آنها که از نامه هاشمی رفسنجانی به آقا شگفت زده شدند و آنها که در آن ماجرا حق و باطل را گم کردند ، آنها که سابقون انقلاب را در زندان جمهوری اسلامی دیدند و شگفت زده شدند و حق و باطل را گم کردند ، آنها که از تعلل احمدی نژاد به حکم آقا شاخ در آوردند و ماندند که چه موضعی بگیرند و آنها که در فتنه های کوچک و بزرگ دیگرِ این روزها سر در گم شدند ، برای آنکه گمراه نشوند و اگر شده اند به خود آیند و خط اصیل اسلام ناب را پی گیرند ، باید یادشان باشد که اکبر هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی و بهزاد نبوی و مرتضی نبوی و حسین شریعتمداری و محمود احمدی نژاد و حسین صفار هرندی و فاطمه رجبی و مهرداد بذرپاش و محمد خاتمی و حسینعلی منتظری و اسفندیار مشایی و ... ملاک حق نیستند یا  نباید ملاک حق باشند چرا که اگر فردا روزی صفار هرندی و شریعتمداری و بذرپاش و احمدی نژاد هم اشتباه کنند یا کرده باشند ، همان بلایی سرمان می آید که سر آن مرد عرب  در زمان  علی "ع" آمد !

اما اگر ملاکها و معیارهای حق را پیش چشم ارزیابیهای خود بنشانیم و نایب امام زمان "عج" و ولی فقیه عصر را حجت شرعی رفتارها و کردارهایمان قرار دهیم و مثلا این جمله تاریخی امام خمینی را مد نظر داشته باشیم که " هر گاه دشمنان از شما تعریف کردند در درستی راه خود شک کنید" یا "حفظ نظام از نماز هم واجبتر است" و ... راحت تر و دقیقتر می توانیم در چهار راههای فتنه ، مسیر صحیح را انتخاب کنیم .

ساعاتی پس از نوشتن این مطلب ، دکتر محمود احمدی نژاد با حکم  ولی فقیه رسما و قانونا دهمین رئیس جمهوری اسلامی ایران می شود و کارش را آغاز می کند . باید اتفاقات دو هفته اخیر یادمان داده باشد یا به یادمان آورده باشد که احمدی نژاد هم یک "آدم" است و خطا می کند . اما یادمان نرود که خطاهای گذشته و خدای نکرده احتمالی آینده او را با خطاهای دیگران و میزان و شدت آنها با هم مقایسه کنیم و برای دو سه اشتباه ، او را برای همیشه از جرگه اصولگرایان حذف نکنیم و در این ارزیابی و ارزیابیهای آتی باز هم ولی فقیه و نایب امام زمان را ملاک و معیار قرار دهیم .

پ . ن اول : در همین زمینه لازم است خود ما حواسمان جمع باشد که نکند کاری را برای خوش آمدن این یا آن شخص انجام دهیم . ما نباید از این پس کاری را برای رضای محمود احمدی نژاد یا کسان دیگری چون او انجام دهیم ؛ حتی بالاتر نباید کاری کنیم که انتظار مزد آن را از شخصی چون "حضرت آیت الله خامنه ای" داشته باشیم . باید به گونه ای عمل کنیم که کارهایمان بر اساس دستورات مکتبی و الهی و خط ترسیمی معصومان "ع" و در حال حاضر نایب امام عصر "عج" و تنها و تنها برای رضای خداوند متعال باشد و اگر خدای ناکرده تاکنون بخشی از کارهایمان به جای خداوند ، برای مخلوق خداوند بوده است همین الان توبه و استغفار کنیم .

پ .ن دوم : نمی دانم این نوشته برادرم رحیم مقدم چرا اینقدر به دلم نشسته است .

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()